
وقتی فساد بخش زیادی از جامعه را فرا می گیرد علاوه بر منشآء این سوال در ذهن مردم شکل می گیرد که آیا برخورد قاطعی با عاملان فساد شکل می گیرد؟ اگر پاسخ مثبت است پس چرا شاهد این حجم از فساد هستیم!
قاسممیرزایی نیکو معتقد است: فساد به دلیل نپرداختن به آن به یک معضل بزرگ و چالش درجه یک کشور تبدیل شده است. این چالش نیازمند مصوبات جدی و برخورد قاطع است که در آن جناح راست و چپ و وسط معنایی نداشته باشد و با همه به یک شکل برخورد شود.
متاسفانه میبینیم خانهی ١٠٠ متری کسی که در دهات است خراب میشود و دادستانی هم حکم آن را می دهد اما خانهی این شخصیتها خراب نمیشود. من خودم به شخصه اگر قرار باشد اسم ببرم باید اسم بسیاری را اعلام کنم که متأسفانه هیچ برخوردی هم با آنها صورت نمیگیرد. بنابراین دوگانه برخورد کردن با انواع فساد از دیگر مشکلات ما است.
متن گفت و گوی شفقنا با قاسم میرزایی نیکو،نماینده مردم دماوند در مجلس شورای اسلامی را در ادامه بخوانید:
* نتیجه نشست غیرعلنی ها در مجلس مانند حضور وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی، شمخانی،ظریف و…خوب بوده ؟ مثلا در بحث اقتصاد تسهیلات لازم در اختیار تولید کنندگان گذاشته می شود؟ درحالی که واگذاری تسهیلات لازم در اختیار تولید کنندگان بار اول نیست که مطرح میشود. آیا تکرار این مباحث میتواند مشکلی را حل کند؟ جزییات بیشتر این گونه جلسات را میتوانید عنوان کنید؟
بنده مطلبی را قرار نیست مخفی یا فاش کنم فلذا پر واضح است که یکی از چالشهایی که دوستان همیشه مطرح کردند چالش بانکها، نقدینگی و میزان پرداختها و دریافتهای کشور است. تعبیرهای زیادی را هم در رسانهها دیدیم که اگر به بانکها رسیدگی نشود ممکن است به وضعیتی ناگوار برسند یا بانکها دارای نقدینگیهای خاص هستند و پرداختهایشان را هر طور که دوست دارند میدهند، تسهیلات را با هر رقمی که میخواهند انجام میدهند و سود بانکی همین نیست که اعلام میشود. اینها مطالبی است که مدام در رسانهها میبینید که تحلیل گران خوب اقتصادی مطرح میکنند.
چالش بانک ها نقدینگی و میزان پرداخت ها یکی از مشکلات کشور است
این چالش در جلسه غیر علنی مورد بررسی قرار گرفت و به این جمع بندی رسیدیم که سران سه قوا مباحث را پیش ببرند. سران سه قوا جلسهای داشتند که مفصل در رابطه با بیرون آمدن از چالشهای اقتصادی و سیاسی در ٣ حالت صحبت کردند. حالت اول اینکه اروپا در برجام بماند و ما هم در برجام باشیم، دیگر اینکه ما به هر دلیلی نتوانیم در برجام بمانیم و باید برجام را ترک کنیم و حالت سوم هم همین شرایط بیم و امید است که ما و چین و روسیه باشیم. این موارد مورد بحث و بررسی مجامع مختلف دیپلماسی و اقتصادی قرار گرفت و برای برخورد با این مسایل راهکارهای مختلفی ارایه شد که از جمله آن بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و دارایی است که به مجلس آمدند. به نظر من اینگونه نیست که حتما مجلس در رأس امور باشد،چرا که هر بخشی کار خود را انجام می دهد مجلس هم قرار است کار خودش را انجام دهد.
رییس کمیسیون اقتصاد مجلس، از وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی پرسید چه برنامههایی دارید و افق راهبردی شما چیست؟ درست است که آنها باید برنامههایی داشته باشند که مهم است ولی مهمتر این است که مجلس چه برنامههایی دارد. هیچ کس راجع به این صحبت نکرد که مجلسی که همیشه طلبکار است و سؤال می کند خود چه برنامهای دارد و چه راهبردی و آیا با افراد متخصصی که در اختیار دارد نقشه راهی تهیه شده و گفته شده که نقشه راه این است؟ آتش بازی و طومار نویسی و شعار کار مجلس است ؟ یا تبیین استراتژی؟ این بحثها انجام گرفت و خروجی این شد که این جلسات در کمیسیون مربوطه و کمیسیون دولت و قوه قضاییه برای تعامل بهتر ادامه پیدا کند.
آتش بازی و طومار نویسی و شعار کار مجلس است یا تبیین استراتژی ؟
* یکی از انتقاداتی که همواره مطرح میشود نسبت به غیر علنی بودن این جلسات است که برخی حتی خود نمایندهها هم بارها تاکید کردند که این جلسات علنی برگزار شود تا عموم مردم هم از کم و کیف آن باخبر شوند. غیر علنی برگزار شدن جلسات مجلس به نظر شما چقدر ضرورت دارد؟
بحث علنی کردن جزئیات نیست بلکه نام غیر علنی صرفا به خاطر موضوعات تخصصی است که در جلسات زده می شود و گرنه رهبری و سه قوه مطلب نکته پنهانی از مردم ندارند و تک تک ایرانیان در کلیت تمام مباحث دخیل هستند؛ همین قدر که تدبیر میشود و روی مسایل مختلف تاکید میکنند خوب است. تا حالا نمیگفتند که مشکلات بیشتر از کجا است اما اینبار گفته شد که مشکل در کجا. به هر حال یکی از چالشها، چالش بانکها است که نقدینگی و پرداختهایش باید مشخص شود.
ما رقیبهای منطقهای و بینالمللی داریم که همیشه نقشه برای ایران دارند، آمریکا دنبال براندازی نظام است. پس برای اینکه با این موارد مبارزه کنیم نیاز به برگزاری جلسات غیر علنی داریم. منافقین همواره دنبال جمع آوری اخبار و اطلاعات هستند تا بتوانند یار خوبی جهت پشتیبانی آنها باشند و سرویسهای جاسوسی فعال هستند. شاید بیشتر از ما اطلاعات داشته باشند اما دلیل نمیشود در تریبون اطلاعات تخصصی و خام را صرف آگاهی مردم و افکار عمومی، مطرح نمود. چرا که افکار عمومی به دنبال بهبود وضعیت است؛ بازخورد و نتیجه برای مردم مهم است. مساله مهم تر این است که چه حاصلی نصیب ما میشود و اگر آن نتیجه حاصل شود علنی و غیرعلنی موضوعیت ندارد.
حرف شما هم صحیح که برای چه این همه جلسه غیر علنی که نتیجهای ندارد برگزار میشود. ما باید به سمت این برویم که خروجی داشته باشیم. من بعد از جلسه سران نظام گفتم که مسؤولین نتایج این جلسه را برای مردم ابلاغ کنند. رسما هم در تذکر دو دقیقهای از رییس جمهور خواستم که به عنوان رییس قوه مجریه این کار را انجام دهند و به آقای لاریجانی هم گفتم که مصوبات و مجموعه این مباحث را منعکس کنید که اگر این کار صورت بگیرد خوب است وگرنه جلسه غیر علنی نتیجه ای نخواهد داشت.
* مجموع این جلسات غیر علنی و جلسات سران سه قوه و سیاستهای دولت دوازدهم چقدر در راستای مبارزه با فساد موفقت آمیز بوده است؟
تا حدودی موفقت آمیز بوده است. فضای سیاسی بازتر شد و پیگیریهایی در خصوص حصر انجام شد.
در زمینههای اقتصادی هم شفاف سازیهایی صورت گرفته و جلو مسکن و حقوقهای نجومی و رانتهایی که به مجموعههای مختلف داده میشد، گرفته شد. در کل هدفمند بوده ولی نتایج دلخواه من و احتمالا شما حاصل نشده است.
* گستره فساد در جامعه ما به حدی زیاد است که حتی صدای مراجع را هم درآورده است و با وجود تأکیدات بسیار نه تنها جلو آن گرفته نشده است بلکه بیشتر هم شده است. به نظر شما زمینه ایجاد فساد گسترده در جامعه ما چیست که مسؤولین ما را در برخورد با آن ناتوان کرده است؟
من فکر میکنم که مشکل اصلی همه مسایل ما، ساختار است. یعنی در بهترین شکل، کشور چند مدیریتی است. بنابراین فضاهایی به وجود می آید و کسانی که به دنبال منافع هستند از این فضاها استفاده میکنند. وقتی آب گل آلود میشود و دعواهای مختلفی سر مسایل بی اهمیت بوجود میآید به خاطر این است که عدهای میخواهند شرایطی را ایجاد کنند تا از آن آب گل آلود بهره برداری کنند؛ مسألهی دوم نداشتن عزم جدی برای مبارزه با فساد است. ما نتوانستیم شاید نخواستیم و ارادهاش هم نیست که با فساد از هر نوع که وجود دارد برخورد کنیم.
وقتی آب گل آلود میشود و دعواهای مختلفی سر مسایل بی اهمیت بوجود میآید به خاطر این است که عدهای میخواهند شرایطی را ایجاد کنند تا از آن آب گل آلود بهره برداری کنند؛
عزم جدی برای مبارزه با فساد وجود ندارد
* فسادهای مختلف با جامعهای که ادعای اسلامی دارد همخوانی ندارد. پس موانع مبارزه با فساد چیست؟
مسأله دین نیست! همان مشکل ساختاری و نبود شفافیت باعث این امر است؛ به هر حال جامعه را فساد گرفته و به نظرم ما یک دروغ بزرگ گفتیم و بر دروغ خود اصرار کردیم. میگویند همهی زشتیها و بدیها را درون یک اتاق بریزید، کلید درِ این اتاق دروغ خواهد بود. راحت گفتیم که احمدی نژاد هزارهی قرن و احیاگر اسلام و هاله ی نور است. این اصرار و دروغ به جای اینکه یک جایی متوقف شود و بگوییم که اشتباه کردیم و دستان خود را بالا ببریم و اعتراف به اشتباه کنیم آن را ادامه دادیم و برای ادامه دادن آن، هر کاری که کرد تأیید کردیم.
به گفتهی آقای جهانگیری این شخص تریلی نظام را به ته دره انداخت و بر روی آن خاک ریخت. شما انواع فساد و بی بندوباری و مسخره کردن مراجع را میبینید، وقتی بنای آن در آن هشت سال ریخته شد و ادامه پیدا کرد پس به همین سادگی حل نمی شود. بلکه فقط میتوانیم کمی قطار نظام را به ریل اصلی بازگردانیم و گرد و خاک را کنار بزنیم و زمان میبرد تا دوباره راه بیفتد. کشور اصلا برنامه محور نبوده و تنها برنامهای که انجام شده آن هم ۵٠ درصد آن، برنامهی پنج سالهی سوم توسعه است که آقای خاتمی آن را اجرا کرد اما بعد از آن هیچ کس سراغ این برنامه را نگرفت. فساد وقتی است که می گویند نهادهای خاص نفت فروش شدند ؛ فساد از آنجایی شروع شد که به بابک زنجانی ٢/۵ میلیارد یورو نفت نجومی داده شد یا نمونههای مختلف دیگری که شاهد بودیم و هستیم.
ما پول نداشتیم، ارز باید وارد میشد، چه کار باید می کردیم، نفت را باید چگونه می فروختیم چون از ما نمیخریدند، بنابراین سایرنهادها سبیل شدند و پول های آن هم در کشورهای مختلف بلوکه شد و وضعیت ما چیزی شد که الان شاهد هستیم. چرا میگویند.
* مردم ساعتها در صف انتخابات ایستادهاند و از نمایندگان خود توقع دارند روند مبارزه با فساد به بهترین نحو انجام بگیرد که در اینجا نهادی که میتواند ناظر بر این امر باشد مجلس است. نقش نظارتی مجلس در عملکرد دستگاه ها برای مبارزه با فساد چقدر موثر بوده است؟
ما فراکسیونی به نام شفاف سازی و مبارزه با فساد به کمک آقای صادقی تأسیس کردیم که اجرای برنامههای آن هم از مجلس آغاز شد. این برنامه طبق قانون ٣٩ بند دارد که باید رسیدگی و اجرا شود. به نتایجی رسیدیم اما باز هم نیاز به قوانین دارد و نیاز به مصوباتی داریم که عملیاتی شود. اما ای کاش لایحه بود یعنی دولت این کار را شروع می کرد. دولت اینقدر گرفتاری دارد و شاید هم اینقدر چالاک نیست بنابراین این لایحه را انجام نداد. اما من امیدوار هستم بتوانیم چند کار شفافی انجام دهیم.
* شما به فسادهای مختلفی اشاره کردید و نقش مجلس را هم عنوان کردید اما شاید سرعتی که مردم انتظار دارند در این خصوص، انجام نگرفته است و فساد به حدی شده است که مردم به نوعی خشک و تر را با هم میسوزانند در نهایت یک نوع بی اعتمادی جامعه را فرا گرفته است و قطعا هم چیزی نیست که یک شبه حل شود؟ چه کارهایی می توان انجام داد تا آن ساختار تغییر پیدا کند و در حوزه سیاسی و دولت کارهایی انجام شود تا اعتماد از دست رفتهی مردم دوباره جلب شود؟
امکان ندارد که شما بتوانید در دریایی که همه عزمی برای بردن قایق به جلو ندارند، تنهایی پارو بزنید و قایق را به پیش ببرید و آن را به مقصد برسانید. علتش هم این است که به نظر من فساد به دلیل همین نکاتی که گفتید و نپرداختن به آن به یک معضل بزرگ و چالش درجه یک کشور تبدیل شده است. این چالش نیازمند مصوبات جدی و برخورد قاطع است که در آن جناح راست و چپ و وسط معنایی نداشته باشد و با همه به یک شکل برخورد شود.
من میگویم آدمها را به باشرف و بی شرف تبدیل کنیم آدم هایی که مال مردم را تصرف می کنند و از مال مردم ارتزاق و دستشان دراز را در دستهی آدمهایی که شرف ندارند بگذاریم و فرقی هم ندارد که چپ باشند یا راست یا وسط.
دوم اتصال این افراد به بعضی از کانونهایی است که کشور به عنوان مرجع آنها را میشناسد. شما وقتی میخواهید حکمی را بگیرید نزد یکسری از افراد میروید که صاحب استدلال و رأی هستند پس این افراد خودشان در این زمینهها دخیل هستند. کارتر شکر یا مافیای روغن که نام برده می شود ممکن است به افرادی متصل باشند که باید از این کارها دست بکشند. تمام کسانی که مناصبی را دارند و جزء رده هایی هستند که وقتی قرار است سران نظام جمع شوند اینان آن جا حضور دارند که همهی این ها باید از این مسأله بری شوند. نکتهی بعد سپاه است که قرار است نیروی انقلاب باشد پس باید از کار اقتصادی خارج شود چراکه تمام مجاری را میشناسد و کارهای اقتصادی زیادی انجام میدهد در حالی که شرکتهای رقیبش نمیتوانند این کارها را انجام دهند.
بنابراین کسانی که حاملها و قدرتهای مختلف اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی را دارند باید از کار اقتصادی خارج شوند آنچنان که آقای خاتمی گفت وزارت اطلاعات شرکتهایش را تعطیل کند اما آنها مقاومت کردند و گفتند این شرکت ها درآمد بچههای ما است اما آقای خاتمی گفت هر چه حقوق میخواهید من به شما می دهم و این کار را هم کرد. پس الان هم این کار باید اتفاق بیفتد. نکتهی بعدی برخورد با این عوامل است که به قوه ی قضائیه بازمی گردد؛ غیر از رشوه و زیرمیزی که بیداد می کند با مواردی که افشا میشود باید برخورد لازم شود تا مردم ببینند. مردم آرامش پیدا میکنند. کسی را میگیرند و میگویند برادر فلان مسؤول است چرا می گویید برادر فلانی، یا برادر فلان مقام است، اسم را بگویید!
غیر از رشوه و زیرمیزی که بیداد می کند با مواردی که افشا میشود باید برخورد لازم شود تا مردم ببینند
با همه باید یکسان برخورد شود و مسامحه ای هم شکل نگیرد. ما یک قانونی به نام منع استفاده و تغییر کاربری اراضی روستایی و شهری در استانها داریم. در همین دماوند تعدادی از شخصیتها در مناطقی که قانون می گوید حق ساخت و ساز ندارید و دستور رهبری است که حق تغییر کاربری ندارند کارهایی انجام میدهند که غیر قانونی است!
متاسفانه میبینیم خانهی ١٠٠ متری کسی که در دهات است خراب میشود و دادستانی هم حکم آن را می دهد اما خانهی این شخصیتها خراب نمیشود. من خودم به شخصه اگر قرار باشد اسم ببرم باید اسم بسیاری را اعلام کنم که متأسفانه هیچ برخوردی هم با آنها صورت نمیگیرد. بنابراین دوگانه برخورد کردن با انواع فساد از دیگر مشکلات ما است.
یکی دیگر از مشکلات فساد برخورد دوگانه است
کل کشور بعد از جریانات دی ماه به وضعیت نگران کننده ای افتاده که بهانه کار است و باید چاره اساسی برای آن ایجاد شود که اگر تأخیری صورت بگیرد ضرر آن بسیار بیشتر خواهد بود.
اصلا مشکلات معترضین دی ماه اقتصادی نبود و شعارشان هم پولی نبود اگر بخواهیم چالشهای مهم را برشمریم به نظر من مشکل اساسی ما فساد و آزادی است.
آزادی نعمتی است که خدا به انسانها عرضه کرده است اما ما آن را از مردم گرفتهایم. آزادی میگوید اگر کسی خطا کرده فقط با او برخورد شود. مثلا اگر دو نفر محیط زیستی خطایی کردند باید با آنها برخورد شود نه اینکه کل جماعت در زندان باشند؛ اگر عضوی از دراویش خلافی کرد در زندان باشد نه همه.
مگر رهبری نمیگوید هیچ کسی به دلیل نگرش سیاسی در زندان نباشد پس صرفا به خاطر مسایل فکری و سیاسی کسی را به زندان نیندازیم.
* اشاره به رقابت نابرابر نهادهای امنیتی با دیگر شرکتها داشتید. این نابرابری فرصت اشتغال و امنیت اقتصادی را از مردم گرفته است به نظر شما نتیجه این تضاد و نابرابری اقتصادی چیست؟
این که فرصت برابر گرفته شده یا نه را باید آمار بگوید اما این سم، سم خطرناکی است که هر روز دارد افزایش پیدا می کند. دولت باید فکر چاره کند چارهاش هم البته نیاز به سرمایه دارد هر شغلی را که بخواهی راه بیندازی و بتوانی آن اشتغال را ایجاد کنی نیازمند سرمایه گذاری داخلی و خارجی است. در هر دو صورت نیاز به برنامه ریزیهای مختلفی داریم تا بتوانیم تأمین سرمایه کنیم و امنیت سرمایه را هم ایجاد کنیم. اما این دو دارد با همدیگر رخت میبندد و اگر این اتفاق رخ دهد نه تنها این اشتغال رشد نخواهد کرد بلکه با انباشته شدن آن روی هم بدهی ما هم بیشتر خواهد شد. مسایل منطقه ای و بین المللی هم به این قضیه کمک میکند. قانون اساسی هم در این زمینه راهکار همه پرسی را مطرح کرده است؛ اگر دو سوم نماینده ها خواستند می توانند موردی را به همه پرسی بگذارند یا اگر رئیس جمهور اراده کند این همه پرسی می تواند انجام شود.
این موارد حرفهای مردم است شاید ما مسؤولین از این حرفها خوشمان نیاید اما مردم میگویند پول های ما کجا می رود؛ در فلان کشور شبکهی تلویزیونی راه اندازی میشود و… ما خودمان با چالش های زیادی روبرو هستیم. وضعیت ما به گونه ای نیست که پولمان را به هر طور هرجا که خواستیم خرج کنیم و باید در این زمینه اولویت بندی صورت بگیرد.
هدف ایجاد اشتغال است و برای ایجاد اشتغال نیازمند سرمایه گذار هستیم و سرمایه گذار هم برای اینکه بیاید باید امنیت داشته باشد و برای اینکه امنیت داشته باشد باید بفهمد که در ایران بیشتر پول در میآورد یا در امارات؟ سرمایه مانند آب می ماند که راه خودش را پیدا میکند و اگر در ایران نتواند جای خودش را پیدا کند به قطر، امارات، بحرین، آذربایجان و… میرود. بنابراین اگر سرمایه گذاری نکنیم نمیتوانیم اشتغال ایجاد کنیم. این یکی از نکات اصلی است که به هم ربط دارد. به عنوان مثال اگر قرار است که مسابقه فوتبال داشته باشیم آیا باید ساعت استادیوم را بزنیم، تماشاچی را بزنیم، مربی تیم مقابل و توپ جمع کن ها را بزنیم یا نه فقط قرار است با تیم مقابل بازی کنیم؟ اگر با این سبک ادامه دهیم عیبی ندارد این هم خودش یک روش است ولی آیا مردم قبول دارند؟ درحالی که ما همهی این کارها را ظاهرا برای مردم انجام میدهیم. چرا من فقط باید از ناحیهی مردم دماوند حرف بزنم؟ مردم برای یکسری از وظایف و قوانینی که قانون مشخص کرده است به من رأی دادند و من برای بسیاری از مباحث دیگر از سوی مردم وکالتی ندارم.
چگونه راضی میشوید که زن و مردی در حصر باشند و کلید در اتاق هم دست خودتان باشد! آیا این کار ظلم نیست!؟ دم خروس را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس را.
* مجلس شاید وظیفه نظارتی خود را از گذشته به درستی انجام نداده است به نظرتان مجلس چه کارهایی را میتواند در این خصوص انجام دهد؟
به نظر من مهم ترین وظیفه کمیسیون ها وظیفه نظارتی است. یعنی کمیسیون امنیت باید یقهی بخش های سیاسی را بگیرد و بگوید آئیننامه را چقدر رعایت کردید؟! یا از وزارت اطلاعات و وزارت کشور بپرسیم که چند درصد از مصوبات مجلس را پیگیر بودید. حداقل ما در کمیسیون شوراها این بخش را در دستور کار خود قرار دادیم. از پایان خرداد که بودجهی جاری انجام می شود و وارد عرصه ی عملیاتی می شود چند احکام برای هر تبصره تعیین کردند که بخشی از این تبصره را دولت و بخشی از آن را وزارت خانهها باید انجام دهند که اگر این ها را پیگیری کنیم بهترین کار است. بعد هم تفریق بودجه است که در خوشبینانه ترین حالت معمولا یک سال عقب است. این مسأله اگر به روز شود یکی از کارهایی است که می تواند کمک کننده باشد.
منبع: شفقنا / اول تیرماه ۹۷