
متاسفانه بايد اعتراف نمود كه كشور ما نيز از جمله كشورهايي است كه به دلايل فرهنگي، مذهبي و سياسي در آن تربيت جنسي به يك تابو تبديل شده است و چه در كانون خانواده و چه در مدرسه حلقه مفقود شده نظام تعليم و تربيت است و كمتر ديده شده كه خانواده يا مدرسهاي اين مهم را مورد توجه جدي قرار دهد.
دیدار نیوز - محمد داوري/مشاور و مدرس آموزش خانواده - تربيت يكي از مقولههاي مهم زندگي انسان است كه متاسفانه به دلايل مختلف مورد توجه جدي، حرفهاي و علمي و كارشناسانه قرار نميگيرد. در اغلب جوامع به ويژه جوامع توسعه نيافته و سنتي اين امر در سيطره آداب و سنن و فرهنگهاي قبيلهاي و سنتي و عرفي بوده و در برخي از كشورها نيز در سيطره حاكميت است و بجاي اينكه يك حق مردمي و يك وظيفه دولتي و حكومتي فرض شود، يك حق دولتي و حكومتي دانسته ميشود.
اين بيتوجهي و كم توجهي به جايگاه تعليم و تربيت خودش را در عدم توازن تربيتي و يك جانبه نگريهاي غير حرفهاي نيز نشان ميدهد بگونهاي كه برخي از ابعاد تربيتي اصلا مورد توجه قرار نميگيرد و يا اينكه به شكل سنتي مسير انحرافي را ميپيمايد و اين مساله موجب ميشود تا تربيت گزينشي و كاريكاتوري، از افراد آن جامعه شهرونداني بسازد كه بخشي از استعدادها و نيازها و ضرورتهاي آنها مورد توجه قرار نگرفته و به تبع آن جامعه متحمل خسارتها و آسيبها و كمبودهايي شده است.
يكي از ابعاد تربيت كه در بيشتر كشورهاي سنتي مورد بيتوجهي يا كم توجهي قرار ميگيرد «تربيت جنسي» است. يعني بيتوجهی تربيتي به يكي از مهمترين ابعاد وجودي انسان. بعدي كه هسته مركزي آن را يكي از قويترين غرايز طبيعي انسان شكل ميدهد و در سلامت جسمي، رواني و ذهني و عاطفي و اجتماعي نقشي اساسي ايفا ميكند به حدي كه بسياري از كارشناسان در تحليلهاي شخصيتي بزرگسالان بر متغيرهاي سلامت جنسي متمركز ميشوند و به ويژه در ابعاد روانكاوانه تحولات جنسي در دوره كودكي و نوجواني را مورد مطالعه قرار ميدهند و برخي از بيماريهاي شخصيتي را در اين بستر ريشهيابي ميكنند.
متاسفانه بايد اعتراف نمود كه كشور ما نيز از جمله كشورهايي است كه به دلايل فرهنگي، مذهبي و سياسي در آن تربيت جنسي به يك تابو تبديل شده است و چه در كانون خانواده و چه در مدرسه حلقه مفقود شده نظام تعليم و تربيت است و كمتر ديده شده كه خانواده يا مدرسهاي اين مهم را مورد توجه جدي قرار دهد.
اين در حالي است كه متخصصان تعليم و تربيت و كارشناسان علوم تربيتي و روانشاسان تربيتي به اتفاق بر ضرورت تربيت جنسي تاكيد دارند چرا كه وقتي از تربيت جنسي سخن به ميان ميآوريم در واقع ابعاد وجودي شخصيت را مورد توجه قرار ميدهيم چرا كه ساير ابعاد شخصيتي متاثر از اين بعد است و خود جنس نيز داراي ابعادي است كه بر پيچيدگي آن ميافزايد و ضرورت تربيت جنسي را دو چندان ميسازد.
تفكرجنسي، عاطفه جنسي، فيزيولوژي جنسي، رفتارهاي جنسي و هويت جنسي از مهمترين ابعاد تربيت جنسي است كه در هر مقطع سني بخشي از آن اولويت دارد تا مورد توجه قرار گيرد و كودكان و نوجوانان و جوانان و بزرگسالان تحت آموزشهاي لازم قرار گيرند تا ضمن برخورداري از سلامت جنسي مهارتهاي لازم براي مديريت جنسي را هم بياموزند و از اين غريزه و نيرو براي بهتر زيستن و سالم زندگي كردن بهره لازم را ببرند.
لذا ترديدي نيست كه بسياري از آسيبهاي پيدا و پنهان در ابعاد فردي و اجتماعي از قبيل ناتوانيها و انحرافات و بيماریها و سواستفادهها و تجاوزها و تعرضها ريشه در «تابوي تربيت جنسي» دارد و تا اين تابو شكسته نشود و بعد جنسي نيز مانند ساير ابعاد وجودي و شخصيتي در ذيل يك تربيت صحيح و حرفهاي به شكوفايي و سلامت نرسد، همچنان ما شاهد آسيبهاي فراوان ناشي از ضعفهاي تربيت جنسي خواهيم بود، آسيبهاي كه متاسفانه بيشتر پنهان ميماند و زخمهايی در ذهن و روان افراد بجاي ميگذارد. زخمهايی كه تبعات آن را بايد در زندگيهاي زناشويي و در روابط خانوادگي و كاري و اجتماعي جستجو نمود و واقعيتهايي كه جبران آن سخت و در بسياري از موارد حتي غير ممكن خواهد بود.