
ازدواج سفید از سوغاتیهای فرنگ است که حتی بهطور دقیق و کامل در ایران معنا نشده است. سوغاتی که این روزها به یک معضل اجتماعی تبدیل شده و عواقب خطرناکی برای فرزندان بهوجود آمده از این نوع ازدواج و حقوق زوجین رقم زده است.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی راد: ازدواج سفید، تهدید جدید نهاد خانواده در ایران است و شاید از تهدید هم باید پا را فراتر گذاشت و از آن به کابوس هولناک نهاد خانواده یاد کرد. این پدیده که آرام آرام و خزنده در حال نفوذ در بین جوانان ایرانی است، حتی به درستی در ایران معنا نشده و میتوان تقلید کورکورانه را در جای جای این نوع رابطه دنبال کرد.
ازدواج سفید در زبان انگلیسی به (white marriage) و در زبان فرانسوی به (Mariage blanc) معروف است و در این نوع از ازدواج هیچگونه رابطه جنسی صورت نمیگیرد. در غرب افراد ممکن است به دلایل مختلفی ازدواج سفید داشته باشند؛ برای مثال، یک ازدواج مصلحتی و یا فرمالیته و غیرواقعی برای کمک یا نجات یکی از طرفین ازدواج از مجازات، تعقیب، شکنجه یا آسیب، یا گاهی برای منافع اقتصادی، اجتماعی یا روادید صورت میگیرد.
در آلمان نیز به زندگی مشترک بدون ازدواج «رابطه شبهازدواج» گفته میشود. در دهه ۱۹۵۰ میلادی که جامعه چنین زندگی مشترکی را به سختی میپذیرفت به این نوع زندگی مشترک بدون ازدواج «ازدواج وحشی» میگفتند. چرا که این نوع ازدواج را مختص انسانهای اولیه و وحشی میدانستند و معتقد بودند جامعه مدنی تاب چنین روابط خارج از عرف و قانونی را ندارد. اما پس از چند دهه هژمونی افسارگسیختگی بر روح سنت و مذهب غالب شد و بهواسطه قوانین، جلوی مداخله مذهب در زندگی فردی و اجتماعی گرفته شد که بیشتر تحت تأثیر جنبشی معروف به «جنبش سال ۶۸» بود.
ازدواجهای نوظهور در غرب به ازدواج خاکستری و سیاه و سفید محدود نشد و ازدواجهای رنگی دیگری نیز پدید آمد؛ مانند ازدواج بنفش؛ که در این نوع ازدواج طرفین یا یکی از آنها متعهد میشود که همجنسگرایی دیگری یا هر دو را مخفی نگه دارد.
در این میان باید توجه داشت؛ ازدواجی که در ایران به ازدواج سفید جا افتاده است در غرب به نام ازدواج خاکستری و حتی گاهی سیاه نامیده میشود. در این نوع از ازدواج، که در غرب رواج بیشتری دارد، هیچگونه ثبت قانونی انجام نمیشود.
شروع زندگی مشترک بدون تبعیت از رسوم و قوانین قضایی و تنها با توافق طرفین، یکی از شیوههای مرسوم زندگی در غرب است. اين پديده نخستين بار در ایالات متحده آمریکا و در پی جنبشی پديدار شد که “جنبش آزادی زن” نام داشت. اين جنبش ظاهرا با هدف ايجاد تحول در نظام اجتماعی، اقتصادی و سياسی جامعه آمريکا انجام شد و هدف آن برقراری شرايط عادلانه و برابر برای زنان بود. اما آنچه واقعا اتفاق افتاد، پديدهای بود که بعدها “انقلاب جنسی” نام گرفت و نتيجه آن رواج رفتارهای ناهنجار و نامتعارفی بود که به غلط آزادی زنان نام گرفت. حال این رویکرد با تحریفهای بسیار وارد جامعه ایران شده است.
سوال اصلی اینجاست که چرا اسم ازدواج خاکستری در ایران تغییر نام یافته است؟ و چرا رنگ سفید که مظهر پاکی است به این نوع ازدواج اطلاق شده است؟ آیا این تغییر نام سعی در تطهیر کردن این نوع از رابطه نیست؟
بسیاری معتقد هستند که ازدواج سفید جایگاه بهتری از ازدواج موقت در جامعه دارد. زیرا ازدواج موقت در جامعه ایران به یک تابوی ترسناک برای خانوادهها تبدیل شده است.
قدمت مقوله ازدواج سفید در کشور ایران بیش از چهار دهه است و رگههایی از آن در دهه ۴۰ و نیمه اول دهه ۵۰ بهویژه در شهر تهران مشهود بوده است، اما پس از انقلاب بهشدت کمرنگ شد و با این حال در این سالها دوباره روند رو به رشدی را به خود گرفته است.
در دهههای اخیر معدل سن ازدواج بهشدت افزایش پیدا کرده است؛ ضمن اینکه معدل نرخ جمعیت مجرد که هرگز قصد یا توان ازدواج ندارد بالارفته است. این موضوع نیز بر اثر عوامل مختلفی صورت گرفته است.
عواملی همچون تهاجم فرهنگی، کمرنگ شدن باورهای مذهبی و اخلاقی، ضعیف شدن پیوندهای خانوادگی، سنتهای غلط ازدواج، هزینههای کمرشکن اقتصادی، تنوع طلبی جوانان، قوانین و شرایط دشوار و زائد عقد و طلاق باعث شده برخی از جوانان به این سمت گرایش پیدا کنند.
دلیل اصلی ظهور پدیده ازدواج سفید نبود مسئولیتپذیری حداقل در یک طرف از رابطه است و در چنین روابطی افراد مسئولیت عملکرد خود را برعهده نمیگیرند. چنین عاملی میتواند در تداوم زندگی مشترک تاثیر بسیار زیادی داشته باشد. این در حالی است که اکنون فضای ازدواج مناسب نیست و افراد به علت مشکلاتی مانند مسائل اقتصادی تمایل به ازدواج و رفتن زیر یک سقف را ندارند.
این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته نمیشود. بنابراین میتواند آسیبهای زیادی را به همراه داشته باشد. هرچند که ممکن است ارضای عاطفی و جنسی و سرنوشت یکسان اقتصادی به دنبال داشته باشد، اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت میکنند و حمایتهای اجتماعی از زوجین برداشته میشود. چرا که این پیوند از نظر حقوقی و قانونی هیچ جایگاهی ندارد. با این حال افرادی که ازدواج سفید میکنند این نوع ازدواج را به ازدواج موقت ترجیح میدهند.
دلیل اصلی نیز تابوهای شکل گرفته در مورد ازدواج موقت و همچنین دوری کردن جوانان از هر نوع مسئولیتی است. همچنین ضرورت اجازه پدر برای ازدواج دختران در این نوع از ازدواجها بی تاثیر نیست.
این روزها هشدارهایی در خصوص رواج مخفیانه ازدواج سفید در كشورمان میشنویم. اتفاقی كه نه از نظر سنت و نه از نظر شرع برای خانوادههای ایرانی پذیرفتنی نیست. این سبک ارتباط مورد حمایت قانون نیست، بلکه نوعی جرم پنداشته میشود. قانون مجازات اسلامی با استناد به شرع مبین اسلام، هرگونه رابطه غیرشرعی فی مابین زن و مرد، اعم از زنا و مادون زنا را ممنوع و برای آن مجازات تعیین کرده است.
ازدواج سفید زنا به حساب می آید و فرزند ناشی از آن فاقد مشروعیت قانونی و شرعی است، از اینرو فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل میشوند، چراکه چنین ازدواجی ثبت نمیشود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. همین امر خود میزان فرزندان و کودکان نامشروع و بدون شناسنامه را میافزاید. بارداریهای ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سفید است.
از سوی دیگر، تحقیقات نشان داده است زنان در چنین رابطههایی بیش از انواع دیگر ازدواج دچار خشونت خانگی میشوند و چنین روابطی زودتر از ازدواجهای رسمی و شرعی از هم میپاشد. در ازدواج سفید آنچه بسیار به چشم میآید احساس عدم امنیت روانی برای هر دو طرف و خصوصاً برای دختران و زنان است.
در حقیقت در ازدواج سفید قانون نمیتواند در صورت بروز مشکل، نقش حمایتی خود را به درستی ایفا کند و همچنین اینگونه روابط خود خلاف قانون است.
ازدواج سفید تهدیدی انکار ناپذیر و خطرناک برای از بین بردن کانون خانوادهها است. سیاستگذاران و برنامهریزان کشور، باید برخورد دفعی و مکانیکی را کنار بگذارند و با برنامههای مدون و مشخص این واقعیت اجتماعی را به چالش بکشند و کارهای پژوهشی در این خصوص انجام دهند و با نتایجی که به دست میآورند، وضعیت را بهبود بخشند. همچنین راهکاری قانونی برای اینگونه ازدواج و فرزندان متولد شده در ازدواج سفید در نظر گرفته شود.