
علی شمس اردکانی مدعی است متنی حقوقی به کمک ۴ نفر از اساتید دانشگاهی تهیه کرده بود تا به واسطه آن شهید رجایی در سازمان ملل از حقوق تضییع شده ایران توسط عراق دفاع کند و در این بین مشکلات فیمابین ایران و آمریکا نیز حل و فصل شود؛ اما همراهان نخستوزیر و مشخصا بهزاد نبوی مانع از به ثمر نشستن آن شدند.
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: حضور محمدعلی رجایی در جلسه ویژه شورای عالی امنیت سازمان ملل متحد و سخنرانی وی در آن جلسه بازتابهای متفاوتی در داخل و خارج از کشور به همراه داشت. فضای آن زمان انقلاب اسلامی سخنان نخستوزیر وقت را پسندیده و معتقد بودند نطق آتشین و بهجایی بود، اما با گذشت نزدیک به ۴۰ سال از آن روزها عدهای همچون علی شمس اردکانی سخن از فرصت سوزی به وسیله رجایی میکنند و معتقدند اگر محمدعلی رجایی بر اساس منافع ملی عمل کرده بود شرایط امروز ایران بسیار متفاوت با وضعیت موجود بود.
علی شمس اردکانی که آن روزها سفیر ایران در کویت بود بعد از تسخیر سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن کارمندان سفارت آمریکا در تهران مدعی است که از جانب امام مأمور بود تا روابط فیمابین ایران و آمریکا را تلطیف کند. وی در اینباره میگوید:
امام مرا مأمور کرد که روابط با آمریکا را بهبود ببخشم. ایشان گفتند شما این روابط را که تلخ شده است تلطیف کنید. امام کارها را تقسیم کردند. به من گفتند در مورد روابط با آمریکا صحبت کنم و به صادق طباطبایی گفتند که در مورد آزادی گروگانها صحبت کند.
بر اساس رفاقتی که با آندرو یانگ نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل داشتم موضوع را از طریق او جلو بردم و وقتی که یانگ موافقت کارتر را اخذ کرد در نیویورک و قبل از سفر شهید رجایی در مهر ۵۹ مذاکرات را کلید زدیم.
ما اسم رمزی به ایشان داده بودیم که کارتر باید بگوید تا ما بفهمیم که دولت آمریکا در جریان این مذاکرات است و از آن حمایت میکند. کارتر چند روز بعد در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی این اسم رمز را گفت.
با هماهنگی شهید بهشتی قرار شد ایران و آمریکا بر روی یک متن محرمانه به توافق برسند که در آن آمریکا عراق را متجاوز بشمارد و از طریق شورای امنیت جنگ تمام شود و ما هم گروگانها را آزاد کنیم.
از تهران خبر آمد که شخص نخستوزیر برای طرح دعاوی مظلومیت ایران و نهائی کردن طرح حل دعوای گروگانگیری و اختلافات بین ایران وآمریکا به نیویورک خواهند آمد.
محمدعلی رجایی روز ۲۶ مهر ۱۳۵۹ در جلسه ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد در نیویورک سخنرانی داشت. کمتر از یک ماه بود که عراق خاک سرزمینی ایران را مورد تجاوز قرار داده بود و شهرها را مورد تهاجم موشکی قرار میداد.
شمس اردکانی به درستی معتقد است تجاوز عراق به ایران قطعا مهمترین مسئله آن روزهای ایران بود و بهطور طبیعی باید از فرصت پیش آمده در سازمان ملل از حقوق نقض شده ایران سخن گفته میشد و ندای ما به گوش جهانیان میرسید. اما به نقل از شمس اردکانی معالاسف از این فرصت نه تنها استفاده نشد بلکه فرصت سوزی نیز انجام گرفت.
وی میگوید: هدف اصلی آقای رجایی برای سفر به نیویورک، نهائی کردن متن بود و حضور در شورای امنیت سازمان ملل پوشش خوبی برای این منظور بود؛ بنابراین تبلیغات این سه دهه بر سر اینکه او آمده بود تا در سازمان ملل مواضع ایران را بگوید، دور از واقعیت است.
ما یک نطق پیشنهادی برای آقای نخستوزیر تهیه کرده بودیم که ادعانامه ما علیه عراق متجاوز بود. در بند بند آن به منشور ملل متحد ارجاع داده بودیم و نقاط تجاوز در حال پیشرفت عراق را که روی نقشه به دبیر کل نشان داده بودیم میخواستیم در جلسه شورای امنیت نشان داده شود.
روایت شمس اردکانی از مذاکرات هیئت ایرانی
شمس اردکانی مذاکرات صورت گرفته بین هیئت ایرانی در شب قبل از سخنرانی رجایی در سازمان ملل را چنین گزارش میکند:
هم زمان به آندرو یانگ گفتم که متن توافق را بر روی سربرگ کاخ سفید بدهند به یک مقام عالیرتبه کشوری ثالث تا او برای نخستوزیر ما بیاورد. آنها هم انتخاب شایستهای کرده و متن قرارداد را به آقای آقاشاهی وزیر امورخارجه پاکستان دادند. وی یک فرد شیعه و دوستدار ایران بود.
آقاشاهی حدود ساعت ده شب به اقامتگاه آمد ومتن را تحویل آقای رجائی داد. پس از مختصر بحث و بررسی متن، آقای رجایی به وی گفتند برای فردا ده صبح در یکی از اتاقهای سازمان ملل ترتیب دیدار سه جانبه برای نهائی کردن متن را بدهد. پس از رفتن آقا شاهی مابین خودمان بحث را ادامه دادیم.
اگرچه پیش از این تهران با متن این قرارداد موافقت کرده بود، اما آقای بهزاد نبوی در همان شب که مشغول بررسی متن توافقنامه با شهید رجایی بودیم، راجع به بندهای مختلف، انقلت میآورد و مانع تراشی میکرد. من هم به ایشان گفتم جنابعالی که حقوق بینالملل نمیدانی چرا دخالت ماهوی میکنی؟
آقای گودرز افتخار جهرمی هم در تیم همراهان بود، با ایشان در دانشکده حقوق دانشگاه تهران هم کلاسی بودم، و سفری هم باهم و دیگر دوستان در سال ۱۳۴۳ به کربلا مشرف شده بودیم ودر آنجا به دست بوس حضرت امام (ره) که تازه به نجف آمده بودند هم رفته بودیم، به او گفتم شما که حقوقدان تیم همراه هستی بگو که این متن بر اساس منشور سازمان ملل تدوین شده، چرا خاموش نشستهای؟
اما او که هنوز هم آدم محافظه کاری است، سکوت کرد و نشان داد که متحد با بهزاد نبوی است. آنها در آن زمان تحلیلشان این بود که اگر ریگان به جای کارتر رئیسجمهور آمریکا شود، بیشتر به نفع ایران است.
من به آقای رجایی گفتم که در مقابل حرفهای بهزاد نبوی کوتاه نیاید. چون قبلا هم تهران با این متن موافقت کرده است و فردای آن روز هم با نماینده آمریکا در سازمان ملل قرار داشتیم تا آن را نهایی کنیم. نهایتا آقای نخستوزیر به آقاشاهی گفتند فردا در یکی از دفاتر سازمان ملل، متن را مبادله میکنیم.
نطق رجایی در سازمان ملل سخنرانی حسینیهای بود؟!
صبح آقای رجایی به من گفتند که به آقاشاهی زنگ بزن و بگو قرار ما با آمریکاییها کنسل است! این نشان میداد که بهزاد نبوی شبانه رأی ایشان را زده است. ایشان و همکارانشان همان متن شعار گونه را با ادعانامهای که برای ارائه در شورای امنیت سازمان ملل تهیه کرده بودیم، که بر اساس منشور سازمان ملل تدوین شده بود و بسیار متقن و حقوقی بود، تعویض کردند.
به آقای نخستوزیر گفتم نمیتوان به دادگاه رفت و مدام گفت: «من مظلومم، من مظلومم، من مظلومم!» چرا که تکرار ادعا به منزله اثبات ادعا نیست و باید سند ادعایمان را برای اثباتش ارائه دهیم. نمیشود برویم پشت سر هم بگوییم «دلبر جانان من، برده دل و جان من، برده دل و جان من، دلبر جانان من!» خب به ما میگویند برو از دلبر جانان رسما خواستگاری کن؟! توضیح میدادم که ادعانامه تنظیمی ما بر اساس منشور سازمان ملل است که بر اساس بند ۶ آن هر نوع تجاوزی به خاک کشور دیگر ممنوع است و بر اساس بند ۷ درخواست خسارت داریم و دفاع ما مشروع است.
متاسفانه همراهان نخستوزیر یک نطق جایگزین ارائه دادند که یک انشای طولانی و در حال و هوای روزنامهای تهران نوشته شده بود. این متن ژورنالیستی برای مصرف داخلی بود و حاوی دادنامه ایران مبتنی بر ابعاد تجاوز به تمامیت ارضی کشورمان وآمار خرابیها و قتل و تجاوز به ایرانشهر و اتباع ایران نبود؟! متأسفانه همراهان آقای نخستوزیر که بیشتر جوانان بیاطلاع از ضوابط شورای امنیت بودند کار خود را کردند.
ما خیلی تلاش کرده بودیم که آمریکا را راضی کنیم مانع تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل نشوند. آنها با یارانشان خیلی مقاومت کردند، ولی جلسه برقرار شد، اما از این فرصت استفاده نشد و به جای ادعانامه ما یک «نطق حسینیهای» قرائت شد که بیشتر خوراک داخلی داشت و در داخل کشور بازتاب یافت تا در مجامع بینالمللی.
نقل شده است که مصطفی تاجزاده ادعا کرده متن سخنرانی رجایی را وی تهیه کرده است. او در آن زمان یک دیپلمه نیمه دانشجو بود و نباید به خود اجازه میداد که در آن روزهای سرنوشت ساز که برای تمامیت ایران نقشه کشیده بودند، بازی دانشجوئی کند! نطقی که ما تدوین کرده بودم با هم فکری چهار استاد و بر اساس حقوق بینالملل بود.
آقای حامد الگار دانشمند و فیلسوف معروف اسلامی در دانشگاه کالیفرنیا، شاهین آبراهامیان استاد حقوق بینالملل و علی امیری استاد روابط بینالملل دانشگاه کنت و خودم. علاوه بر این با اساتید دیگری هم مشورتهایی میکردیم و یک نطق به اصطلاح «Oxford»ای تنظیم کرده بودیم که متأسفانه به کار نیامد. به هر حال کار ما در اثر دیپلماسی بهزاد نبوی که سواد سیاسی نداشت شکست خورد و مرحوم رجایی هم تسلیم ایشان بود.
به آقای رجایی گفتم که شما به جای چنین افرادی نیازمند تیمی از همراهان هستید که بتوانند دفاعی متقن و حقوقی از منافع ایران داشته باشند و بتوانند تشخیص دهند که چه کاری در چه جائی نیکوست. حتی میگفتم که قطعا آقای بهشتی با این تصمیمات وی موافق نیست. اما ایشان پس از بازگشت به ایران نزد امام (ره) رفته و گلایه کرده بودند که من با او دعوا کردهام و سخن به درشتی گفتهام. حال آنکه من به استناد آیه «لا یحبالله الجهر بالسوء منالقول الا من ظلم» میگفتم، چون ملک و ملت در معرض ظلم است باید فریاد کنیم. شنیدم ایشان در تهران گفته بودند فلانی به عنوان وزیر خارجه به درد او نمیخورد. به این ترتیب بحث وزارت من به کل منتفی شد.
علی شمس اردکانی معتقد است همراهان نخستوزیر به جای آن متن متقن و حقوقی که به تجاوز عراق به ایران پرداخته بود، متنی را آماده کرده بودند که به هیچ روی حقوقی نبود و بیشتر خوراک داخلی داشت.
گزیدهای از سخنان رجایی در سازمان ملل متحد
برای اینکه به صحت و سقم گفتههای شمس اردکانی بیشتر پی ببریم گزیدهای از سخنان محمدعلی رجایی نخستوزیر وقت را در ادامه میخوانیم:
ـ دیروز در هواپیما مطلع شدم که در کرمانشاه در اثر بمباران دبستان، دبیرستان، دانشگاه و بیمارستان این شهر بیش از یک هزار دانشآموز و مردم غیرنظامی کشته و زخمی شدهاند و عزای عمومی در کشور اعلام شده است. ارتش بعث عراق که از انسانیت بویی نبرده است، حتی اگر چند لحظهای به یکی از مناطق مسکونی کشورمان دست یابد، از هیچ گونه جنایتی فروگذار نمیکند. منازل را غارت و حتی در بعضی از نقاط بیشرمانه به زنان ما نیز تجاوز میکند. افراد غیرنظامی را که سنشان از هیجده سال بالاتر است، به عنوان اسرای جنگی با خود میبرند و آنان را به همراه دیگر اسیران جنگ شکنجه داده، به قتل میرسانند. ما وجدانهای پاک مردم سراسر جهان بهخصوص مسلمانان را که در ارزشهای مکتبی با ما هم عقیدهاند، به قضاوت فرا میخوانیم.
ـ صدام، مزدور استکبار جهانی، با اعتراف به اینکه آغازگر حمله نظامی به تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران بوده است، عدم اجرای مفاد عهدنامه و موافقتنامههای سال ۱۹۷۵ را بهانه این تجاوز آشکار عنوان کرده است. لازم به توضیح است که به دنبال توافق طرفین در الجزایر به هنگام تشکیل کنفرانس کشورهای صادرکننده نفت در تاریخ ۴ تا ۶ مارس ۱۹۷۵، عهدنامه مربوط به مرز کشوری و حسن همجواری و ۳ پروتکل ضمیمه آن در تاریخ ۱۳ ژوئن ۱۹۷۵ و چهار موافقتنامه اضافی و تکمیلی دیگر در تاریخ ۲۶ دسامبر همان سال و همچنین سندی به عنوان فیصله قطعی جامع و کلیه مطالبات و مسایل معلق در همین تاریخ و به هنگام مبادله اسناد تصویب معاهدات بین ایران و عراق به امضاء رسید و کلیه معاهدات و اسناد شماره ۱۴۹۰۶، در دبیرخانه سازمان ملل متحد ثبت گردیده است. این اسناد گویای این حقیقتند، که رژیم خودکامه عراق کوچکترین دعوی و حق ضایع شدهای برای خود قائل نبوده و کلیه دعاوی خویش را خاتمه یافته پذیرفته است.
مستضعفین جهان باید بدانند که رژیم جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیروزی انقلاب با وجودی که میتوانست تجدیدنظر در کلیه معاهدات خود بنماید، ولی هرگز کوچکترین تخلفی از مقررات عهدنامه مذکور نکرده و جالب اینجاست که تخلف و نقض معاهده از جانب کسانی صورت میگیرد که در زمان تنظیم عهدنامه نیز بر ملت مظلوم عراق حکمرانی میکردهاند و امضاهایشان در زیر عهدنامهها موجود است و به علاوه این تخلف و نقض معاهده در حالی است که در عهدنامهها نحوه رسیدگی به اختلافات حاصله پیشبینی شده است.
موارد نقض معاهدات حتی قبل از اعلام لغو یک طرفه آن از طرف صدام حسین به شرح زیر است:
۱. مداخله مستمر در طی ۱۹ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در امور داخلی آن؛
۲. نقض مفاد معاهدات مربوط به امنیت در مرز، با فرستادن مأمورین و مزدوران بعثی و گروههای مسلح به استانهای کردستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان و نیز کمک به عناصر ضد انقلاب؛
۳. پناه دادن و کمک به کسانی که در ایران به جرم کشتار مردم در رژیم شاه از طرف دادگاههای انقلاب تحت تعقیب هستند و نیز دادن همه گونه امکانات مادی و تبلیغاتی به آنان جهت تضعیف و براندازی رژیم جمهوری اسلامی ایران. کما اینکه در حال حاضر این گونه عناصر دو فرستنده رادیویی در عراق در اختیار دارند و علیه انقلاب اسلامی ما تبلیغ مینمایند.
ملت ما هم اکنون به خاطر کشته و مجروح شدن بیش از هزاران دانشآموز در اثر حمله ارتش عراق به مدارس کرمانشاه به عزا نشسته است. ملت ما امروز شاهد بمباران رژیم بعث عراق به روی بیمارستان آبادان بوده است به طوری که ۸ نفر از مجروحین بستری بیمارستان به شهادت رسیدهاند و بیش از ۴۰ نفر از کارکنان بیمارستان مجروح شده و در تختهایی که از کشتهها خالی شده است، بستری شدهاند. اینها و صدها دلیل دیگر، بهترین دلایل برای محکومیت رژیم وابسته بعث عراق است.
بهزاد نبوی: تمام این ادعاها سناریویی بیش نیست
بهجز علی شمس اردکانی افراد دیگری نیز همچون صادق طباطبایی و صادق قطبزاده ادعا کرده بودند که مأمور شده بودند ضمن برقراری ارتباط با دولت آمریکا برای بهبود روابط و حل و فصل بحران گروگانگیری وارد عمل شوند.
صادق طباطبایی در مصاحبهای در سال ۹۱ مدعی شده بود که با دولت آمریکا از طریق آلمان توافقی انجام داده بود که طی آن کارتر ۲۵ صفحه موافقت خود با مفاد این توافق را امضا کرده و به تهران فرستاده بود.
با این حال بهزاد نبوی معاون دولت شهید رجایی و مسئول مذاکرات مربوط به آزادی گروگانها هر دو ادعا را رد کرده و میگوید هیچ سندی در این خصوص وجود ندارد و این ادعاها سناریویی بیش نیست.
سید مصطفی تاجزاده نیز اعلام داشت متن سخنرانی شهید رجایی را تهیه نکرده است. به گفته تاجزاده متن سخنرانی توسط شهید رجایی، بهزاد نبوی، گودرز افتخار جهرمی و فردی از وزارت امورخارجه تهیه شد. بنا به گفته تاجزاده وی تنها متن را ویراستاری کرد و در تدوین آن نقشی نداشته است.
از سوی دیگر گری سیک مشاور امنیت ملی وقت دولت کارتر هم ضمن اینکه اذعان میکند در بطن تمام ماجرا بوده است، مذاکره با شمس اردکانی را تکذیب کرده، اما مذاکرات صادق طباطبایی را تایید میکند و البته ذکر میکند که مذاکرات با طباطبایی به توافق منجر نشد و کارتر و هیچ یک از مقامات آمریکا چیزی را امضا نکردند.