
دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: بهانه نوشتن این یادداشت صحبت با دوست روانشناس و مشاورم بود که دیروز از زنی برایم گفت که از طرف همسرش وادار به یک رابطه نامتعارف جنسی شده و پس از آسیب دیدگی شدید برای درمان شوهرش به کلینیک مشاوره مراجعه کرده بود. به اذعان دوست روانشناسم بسیاری از مراجعینش زنان و مردانی هستند که به دلیل دیدن فیلمهای پورن و الگوبرداری از آنها به شکل بیمارگونهای به روابط نامتعارف و به تعبیر خودشان هیجانانگیز روی آوردهاند. از خلال این روابط توهمگونه، زنان دچار آسیبهای روانی و جسمی شدیدی شدهاند زیرا که از آنها انتظار میرود شبیه ستارهها و هنرپیشههای پورن رفتار کنند.
پورن چگونه سلیقه جنسی افراد را شکل میدهد
نباید تصور شود که تماشای پورن و لذت حاصل از آن صرفا یک عمل بیولوژیک و جسمی است چون این مساله ابعاد اجتماعی و فرهنگی وسیعی دارد. صنعت پورن با ورود به فرهنگ عامه و تحت سلطه درآوردن روابط زناشویی بهویژه در کشورهایی مانند ایران، نهاد خانواده، اخلاقیات و فرهنگ بومی را هدف قرار داده و با ورود به روابط خصوصی افراد، سلیقه و ذائقه جنسی آنها را شکل میدهد. به گفته زنان و مردانی که به کلینیک مشاوره مراجعه میکنند و همچنین پاسخی که تعدادی از زنان و مردان به سوالهای من در این رابطه دادهاند، خشونت فیزیکی، کلامی و روانی در فیلمهای پورن به الگوی رفتار جنسی مخاطبان تبدیل شده، به طوری که سلیقه و علائق شخصی افراد متاثر از تماشای این نوع فیلمها تغییر یافته و در روندی شبیهسازی شده، به اشکالی غیرمعمول گرایش یافته است.
اگر به شکل تصادفی 50 یا 100 عدد از این فیلمها را مورد بررسی قرار دهید خشونت فیزیکی و کلامی نسبت به زنان در تمام آنها وجود دارد. اعمالی مانند زدن، اقدام به خفه کردن به شکل نمایشی، سیلی زدن و خشونت کلامی و فحاشی در صحنههای این فیلمها وجود دارد. این حجم از خشونت که از جانب تولیدکنندگان و مصرف کنندگان تحریکآمیز و لذتبخش نشان داده میشود، عجیب است.
این حجم از خشونت و این اشکال غیرانسانی از رابطه جنسی در این فیلمها و در صنعت پورن در ابتدا به این میزان و این شکل نبوده است. سرمایهداری که این صنعت را در دست داشته و از آن منتفع میشود، به مرور برای یافتن بازار فروش و جذب مخاطبان بیشتر، برنامهریزی دقیق و بلندمدتی را برای دستکاری در ذهن و سلیقه جنسی افراد آغاز کرد و در این راستا نابودی نهاد خانواده، اخلاق، تعهد و آموزههای مذهبی و فرهنگی را در راس اهداف خود قرار داد و به افراد القا کرد روابط جنسی معمولی و متعارف دیگر لذتبخش نیستند و برای دستیابی به احساس لذت باید شیوههای دیگری از رابطه جنسی را تجربه کرد. طی این فرایند صنعت پورن شروع به عادیسازی امور غیرعادی و مذموم کرد و در این راستا فیلمهایی با موضوع سکس گروهی، سکس خانوادگی و با محارم، رابطه انسان و حیوان، سکس کودکان و همچنین سکس خشن همراه با شکنجه را تولید و توزیع کرد.
زنان به ابژه جنسی مبدل میشوند
ابزارهای مدرن و اینترنت به شیوع هولناک این فیلمها در بین جوامع مختلف کمک کرد و از آنجا که جوامع شرقی و عربی از جمله هواداران جدی این صنعت هستند و همچنین در فقدان سلاح فرهنگی و آموزشی کارآمد برای مقابله با تخریب فرهنگی این فیلمها، افراد و بهویژه مردان شروع به الگوبرداری و اجرای واقعی صحنههای غیرواقعی این فیلمها کردند.
مردان بیآنکه از پشت صحنه ساخت این فیلمها مطلع باشند از زنان خود انتظار دارند شبیه بازیگران پورن عمل کنند یا به زیبایی آنها باشند. رواج روابط نامتعارف جنسی بین بعضی از زنان و مردان در ایران و به دنبال آن از بین رفتن تعهد و وفاداری و آسیبپذیر شدن خانواده از پیامدهای گریزناپذیر رواج صنعت پورن است.
بنابراین یک فیلم پورن صرفا محصول فیلمبرداری از عمل جنسی نیست، طراحی و ساخت آنها همانند هر صنعت و تجارت دیگری ارزشها و هنجارهایی را ترویج میکند. تبدیل شدن زنان به حفرهای برای پرشدن و به ابزاری برای لذتجویی مردان، تا حد زیادی متاثر از آموزههای صنعت پورن است. فاجعه اینجاست که خود زنان نیز این تصویر برساخته از خود را پذیرفتهاند و قدرت زنانگی خود را در تحریک بیشتر و راضی کردن مردان به هر قیمتی میدانند.
در این فیلمها زنها همیشه و همه جا تشنه رابطه جنسی هستند و حاضرند هرکاری که مردها از آنها میخواهند، انجام دهند. این اعمال حتی اگر دردناک، تحقیرآمیز و آسیبزا هم باشند زنان در این فیلمها ظاهرا با لذت آن را انجام میدهند. این زنان گویی ذهن، مغز و اختیاری ندارند و صرفا پیرو خواستههای مردان هستند و گویی هر چقدر تحقیر و توهین بیشتری ببینند، بیشتر لذت میبرند. مردها نیز در فیلمهای پورن موجوداتی بدون عاطفه و احساسند که مانند ربات تنها به کامجویی فکر میکنند. آنها عشق، علاقه، محبت و احترام را نمی فهمند. عجیب هم نیست که در این فیلمها به جای آنکه رابطه جنسی با عشق، محبت، توجه و دگرخواهی همراه باشد با نفرت، خشم و تحقیر همراه است.
چرا فیلمهای پورن برای لذت مردان تولید میشوند؟
چرا این فیلمها بیشتر محبوب مرداناند؟ پاسخ این سوال را نیز باید در ساخت فرهنگی و تاریخی دید نه با تحلیلی سطحی دلیل آن را طبیعت مردان و گرایش به آزار زنان و میل افراطی آنها به سکس دانست. برای پاسخ به این سوال باید به تاریخچه شکلگیری صنعت پورن از دهه ۵۰ سده بیستم میلادی نگاهی انداخت. در آن زمان و در عصر رونق اقتصادی و افزایش ازدواج و زاد و ولد در آمریکا، مجله پلبوی به نوعی صنعت پورن را بنیان نهاد.
گایل دنیز نویسنده کتاب سرزمین پورن مینویسد: مسئول مجله پلیبوی آقای هفنر عنوان کرد که مجلهاش خانوادگی نیست که زنان بخوانند و مخاطبانش تنها مردان بین ۱۸ تا ۸۰ سال هستند. در آن زمان خانواده مهمترین نهاد جامعه آمریکا بود و رسانههای جریان اصلی، همواره زنان را به عنوان همسر و یا مادر به نمایش در میآوردند. مجله پلیبوی به دنبال ایجاد تصویری جدید از روابط جنسی و سبک نوی در زندگی مردان بود.
این مجله مدعی بود که مردها تمام وقت در حال کار کردن هستند و خود را وقف خانواده کردهاند و به نوعی برده زنان هستند و برای مقابله با قدرت زنان، پیشنهاد مقابله با خانواده را داد. ولی مشکلی که وجود داشت این بود که در آن زمان مردانی که ازدواج نمیکردند و خانواده تشکیل نمیدادند مریض یا همجنسگرا در نظر گرفته میشدند و این دو خصوصیت در آن زمان مترادف با مردنبودن بود. بنابراین، این مجله میبایست تصویری از مردها ارائه میکرد که در عین اینکه مرد بود ولی مردِ خانواده نبود.
مردی که سخت کوش است پول در میآورد ولی این پول را خرج خود میکند نه خانواده، لباسهای شیک و ساعت گران قیمت میخرد و زنان زیباروی بسیاری را به چنگ میآورد. این مرد یک خانمباز حرفهای است چرا که حتی به لحاظ احساسی نیز درگیر این زنان نمیشود. در نتیجه مردها میبایست مصرفکنندگانی حرفهای میشدند که در خدمت نهادی مانند خانواده نیستند بلکه صرفا به دنبال لذت شخصی خود هستند.
بدین ترتیب مجله پلی بوی و به دنبال آن سایر سرمایه گذاران صنعت پورن، تصویری از مرد خوشگذرانِ لذتجو ارائه دادند که قدرتش در مصرف کردن از زنان بیشتر بود. این فرهنگ خیلی زود مرزها را درنوردید و به سایر جوامع نیز تحمیل شد.
صنعت پورن و ملازمه آن با تبلیغات سرمایهداری در کنار آموزشهای جنسی، به مردها یاد داد ماشینهای گران قیمت، لباسهای مارک و شیک، غذا خوردن در رستورانهای گرانقیمت و ...، در جذب زنان و خوابیدن با آنها موثر است، بدین ترتیب مصرفگرایی با سکس گره خورد.
با رواج اینترنت، صنعت پورن روشهای جدیدی برای عرضه کالاهای خود یافت. پنتهاوس یکی از مجلات قدیمی پورن، در حال حاضر مالک سایت ادالت فرند فایندر است که بیش از ۲۲ میلیون عضو دارد و هاستلر علاوه بر سایتی با همین نام، سکسشاپ و کازینوهایی را راهاندازی کرده است. خود پلیبوی نیز علاوه بر سایت، شبکه تلویزیون و غیره دارد. بنابراین از طریق اینترنت و جهانی شدن، پورن رفته رفته وارد زندگی و فرهنگ عامه شد و به بخشی از روزمرگی افراد تبدیل گردید.
غلبه فرهنگ و رفتاری که سرمایهداری از طریق رواج مصرف و در ارتباط با لذتجویی در پی آن است، در کشورهایی چون ایران، فرهنگ و ارزشهای بومی را تهدید کرده و در زندگی شخصی و اجتماعی بسیاری، به نابودی گروههای مبدا از جمله خانواده سنتی انجامیده است. بیبندوباری و روابط جنسی نامتعارف و حتی مشمئز کننده، بیاخلاقی و بیتعهدی، زیر پوست جامعه جریان دارد اما با کمال تاسف متولیان و حافظان نظم و فرهنگ موجود با انکار آن و پاک کردن صورت مساله، این هشدارها را جدی نمیگیرند.