
دیدارنیوز ـ
هاتف سپهر: چند سالی است در مناسبتها و مراسم مختلف که بسیاری از چهرههای سرشناس حضور پیدا میکنند تکرار یک صحنه بسیار توی ذوق میزند. جماعتی مترصدند در اینگونه مراسمها سلبریتیها را بیابند و با آنها عکس سلفی بگیرند و شکارشان را در شبکههای اجتماعی قرار دهند. این صحنه تکراری و البته نامطلوب در مواقعی، بسیار مشمئز کننده جلوه میکند.
هر از گاهی چهرهای سرشناس رخ از دنیا میتابد و رهسپار دیار باقی میشود؛ بهطور معمول در اینگونه مراسمها افرادی سرشناس جهت ادای احترام به درگذشته و تسلای بازماندگان در مراسم خاکسپاری و یادبود شرکت میکنند و عدهای وقتنشناس نیز فلسفه حضور در اینگونه مراسمها را از یاد میبرند و برای انداختن عکس سلفی به تکاپو میافتند و صحنههایی مشمئزکننده همانند آنچه در روزهای گذشته درپی درگذشت بهرام شفیع به وقوع پیوست، بهوجود میآورند. البته این اتفاق نامیمون مختص به عامه جامعه نیست و چه بسیار دیده شده که شخصیتهای سیاسی و معروف نیز عزت نفس خود را به حراج گذاشتهاند و نشان دادهاند که بیماری سلفی فراگیر شده و مختص به یک گروه و یا طبقه خاص نیست. نمونه عینی این مطلب اتفاقی بود که در مجلس شورای اسلامی به هنگام حضور موگرینی رخ داد. پرواضح است آنچه روی داده مختص به جامعه ایرانی نبوده و نیست و مواردی از این دست در آنسوی مرزها نیز بسیار روی میدهد.
اتفاقاتی از این دست نشان از آن دارد که باید نسبت به شناخت این پدیده دقت نظر بیشتری کرد و نحوه مواجهه با آن را مورد مطالعه و مداقه قرار داد. جامعه روانشناسان معتقدند علاقه به سلفی گرفتن و توجه بیش از اندازه به آن نشانگر بیماری روانی است که فرد به آن مبتلا شده است. طبق گفته انجمن روانشناسی امریکا، سلفی گرفتن به مقدار حداقل ۳ بار در روز بسیار نگران کننده است و میتواند با سلامت روانی فرد مرتبط باشد!
سلفی چیست؟
اصطلاح سلفی که با واژههایی چون «خویشانداز» یا «خودگراف» در فرهنگ لغت فارسی شناخته میشود، برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ میلادی توسط ریچارد گریوز در مقالهای مورد استفاده قرار گرفت و بعدها با اضافه شدن هشتگ #selfie در شبکههای اجتماعی بسیار همهگیر شد؛ در سال ۲۰۱۳ بهعنوان واژه سال انتخاب شد و اولین بار در فرهنگ آکسفورد مورد استفاده قرار گرفت.
دیدگاه صاحبنظران در مورد دلایل گرفتن عکس سلفی:
خودشیفتگی و تاریخچه آن: در روانپزشکی و روانشناسی خودشیفتگی (نارسیسیسم) افراطی براساس خصیصههای روانی و شخصیتی در عشق بیش از اندازه به خود شناسایی میشود و آن را نوعی اختلال روانی میدانند. فروید عقیده داشت که بسیاری از خصیصههای خودشیفتگی با فرد به دنیا میآیند. او نخستین کسی بود که خودشیفتگی را با روانکاوی توضیح داد. از نظر آندرو موریسون نیز، در دوران بزرگسالی، میزان مفیدی از خودشیفتگی در افراد وجود دارد یا به وجود میآید که آنها را قادر میسازد تا در رابطه برقرار کردن با دیگران، فردیت خود را نیز در نظر بگیرند.
بهطور خلاصه این دیدگاه، انسانها را افرادی خودشیفته میداند که با گرفتن عکسهای سلفی خود را به نمایش گذاشته و عنصر فردیت خود را به منصه ظهور میرساند.
نظریه تمایز و مد اجتماعی: عنصر دیده شدن به وسیله ایجاد تمایز بین خود و دیگران، جوهره وجودی این نظریه است. متمایز نمودن خود از دیگران در جامعه فردگرا شده امروز شیوع دارد که از این طریق، فرد به دنبال کاراکترهای شخصیتی میگردد که بتواند خود (Self) را فراتر از حوزه اجتماع بازنمایی و هویتیابی کند.
جورج زریمل، نظریهپرداز مد میگوید: مد همان تغییر غیرمتمرکز جنبههای فرهنگی زندگی است و از یک تنش اساسی در وضعیت اجتماعی انسان ناشی میشود. از طرفی هر کدام از انسانها دوست دارند از دیگران تقلید کنند و از طرف دیگر مایلاند متفاوت از دیگران باشند. جریان مد به هر دوی این تمایلات توجه میکند. «زیمل» که نظریاتش در مورد مد همچنان مورد استفاده جامعهشناسان است، معتقد است که این تمایلات دوگانه به ماهیت انسانها برمیگردد؛ انسانها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند و از طرف دیگر از او متمایز باشند.
نظریه اسکات لش: «در هر دوره و زمانهای، بیماریهای خاص همان دوره به وجود میآیند.» اسکات لش در همین رابطه، یکی از مقصران اصلی را دیوانسالاری جدید میداند. در این دنیایی که دیوانسالاری حکم میکند «موقعیت صرفا به معنای پیش رفتن نیست، بلکه به مفهوم جلو افتادن از دیگران است»، چطور میتوان انتظار داشت کسی به چیزی جز خود فکر کند و البته فراموش نکنیم که این دیوانسالاری جدید خود ریشه در ویژگیهایی دارد که حالا نظام سرمایهداری، با خصلتهای امروزش، به خود گرفته است؛ یعنی سرمایهداری که تمرکزش بر مصرف است.
آیا سلفی گرفتن مرزهای اخلاقی ما را جابهجا کرده است؟ آیا به آدمهایی تبدیل میشویم که نمایش را به هر چیز دیگر ترجیح میدهیم؟ چه تحلیلی میتوان از این موضوع داشت؟
البته باید به مد بودن وسایل و ابزارهای گرفتن سلفی و نیز مد بودن شبکههای اجتماعی هم اشاره کرد. مثلا اوایل سال ۱۳۹۴ که مونوپاد مد شده بود بلااستثنا در هر خانهای یک یا دو مونوپاد پیدا میشد که بعدها کمی تب استفاده از این ابزار فروکش کرد، هرچند همچنان یکی از ابزارهای مهم و پرفروش همه فروشگاههاست.
نظریه نمایش و پشت صحنه نمایش: این دیدگاه که به شدت تحت تاثیر نظریههای گافمن قرار دارد به بازنمایی خود در زندگی روزمره و شیوههای بازنمایی در اثنای زندگی میپردازد. به عبارتی دیگر، این دیدگاه به بررسی ارتباطات متقابل و چگونگی ارائه یک تصویر مطلوب از جانب افراد با یک برنامه قبلی و استفاده از صحنه نمایش برای مقایسه رفتار دیگران (افراد) در جلوی صحنه و پشت صحنه، پرداخته است. گافمن به دنبال بررسی شیوههایی است که فرد، در موقعیتهای معمول کاری، خود و فعالیتهایش را به دیگران نمایش میدهد، شیوههایی که تلاش میکند برداشت دیگران از خودش را هدایت و کنترل کند و نوع کارهایی که ممکن است حین اجرا مقابل دیگران انجام بدهد یا ندهد. او به زندگی اجتماعی همچون صحنه تئاتری مینگرد که کنشگران انسانی برای نمایش نقشها و شخصیتهای مختلف روی صحنه آن میآیند.
چنین نگاهی به زندگی اجتماعی ریشه در اندیشه فیلسوف و نویسنده فرانسوی قرن بیستم ژان پل سارتر دارد. گافمن با تاثیرپذیری از دیدگاه اگزیستانسیالیستها به بررسی نمود خود در زندگی روزمره میپردازد و چگونگی روی صحنه آمدن خود در تعاملات روزمره را تحلیل میکند. گافمن در کتاب خود اصطلاحی دارد تحت عنوان «مدیریت تاثیرگذاری» (Impression management) و میگوید ما همیشه یکی از مهمترین دغدغههایمان این است که تصویری از خود در اختیار دیگران بگذاریم که میخواهیم. گافمن مفصلا از استراتژیهایی میگوید که ما در موقعیتهای متفاوت در زندگی روزمره برای این کار در پیش میگیریم، برای اینکه خودمان و تصویرمان را در نظر دیگران مدیریت بکنیم.
جذابیتهای شبکههای اجتماعی
نهایتا شاید بتوان فارغ از دیدگاههای نظریهپردازان به واقعیتهای اجتماعی رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز اشاره کرد، به تعبیر مک لوهان، شبکههای اجتماعی تمامی مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و باعث نزدیکی بیش از پیش انسانها به یکدیگر شده است. شبکههای اجتماعی که شرایطی را برای «اطلاعرسانی و اطلاعیابی»، «استفاده از فناوریهای نوین رسانهای»، «تسهیل در روابط خانوادگی»، «تسهیل در روابط دوستان و آشنایان»، «تقویت ارتباطات گروهی»، «تقویت ارزشها و آگاهیهای شخصی» و «استفاده از فرصتهای تفریحی و سرگرمی» فراهم نموده، باعث استفاده روزافزون شده است، بالطبع در این رهاورد، انسانها تمایل دارند تا نمایی از خود را نیز به معرض نمایش قرار دهند.
بیماری سلفی گرفتن را بشناسیم
اصطلاح «بیماری سلفی» عنوانی بود که در سال ۲۰۱۴ در یک مقاله خبری توسط انجمن روانپزشکی امریکا به چاپ رسید و از آن به بعد نیز بهعنوان یک اختلال روانی شناخته شد. اما اکنون بیماری سلفی گرفتن، یکی از هنرهای شناخته شده برای بیشتر افراد است و این حقیقت از داستان روزمره کمتر کسی به دور میماند.
طبق گفته محققان دانشگاه ناتینگهام ترنت و دانشکده مدیریت تیاگاراجار در مدورای هند، بیماری سلفی، در واقع یک وضعیت کاملا طبیعی و واقعی است که حتی در مقیاس و نظرسنجیهای مردم هم میتواند تعیین کننده فیلدهای مثبت یا منفی در پرونده شخصی افراد باشد.
سلفی زمانی اتفاق میافتد که فرد حداقل سه مرتبه در روز عزت نفس خود را زیر پا بگذارد و این وضعیت را هر مرتبه در رسانههای اجتماعی به اشتراک بگذارد. البته اگر این عکسهای گرفته شده روزانه، بهصورت کاملا آنلاین به اشتراکگذاری در آید، نشان دهنده یک مشکل حاد اجتماعی است. و یا اینکه اگر فرد احساس غرور برای گرفتن عکسها از خود نشان دهد و بیش از شش مرتبه در طی روز برای پیگیری آنها به فیس بوک یا اینستاگرام مراجعه کند، بیشک مشکلات روانی، او را دیر یا زود از پای در خواهد آورد.
تحقیقات گستردهای برای مقابله با بیماری سلفی گرفتن انجام شده است. گروهی متشکل از ۲۰۰ شرکت کننده مورد آزمونهای روانشناختی قرار گرفتند و نتایج به دست آمده را بر روی ۴۰۰ نفر از افرادی که تا حدی به این حالت دچار بودند، تست کردند تا اطمینان حاصل شود که «سلفی» یک بیماری حاد و جدی است. نتایج به دست آمده نیز در مجله بینالمللی سلامت روان و اعتیاد، در هند گردآوری شد. مردمان هندی نیز با توجه به آزمایشات انجام شده بیشترین تعداد کاربران فیس بوک را داشتند و البته از آمارهای شگفتانگیز این بود که بیشترین تعداد مرگ و میر ناشی از اینگونه روشهای خودخواهی در کشور هند رخ میدهد که تقریبا ۶۰ % کل آمار را تشکیل می دهند.
یک بیماری خودخواهانه
بیماری سلفی گرفتن بیماری قرن حاضر به شمار میرود. سلفی گرفتن این روزها بسیار رایج است و خیلی ها مخصوصا جوانان دچار این بیماری هستند.
مرگ خودخواهانه به معنای مرگی است که در هنگام گرفتن سلفی، شخص به مرگ دچار میشود. یا شاید بتوان گفت که شخص هنگام مرگ از خودش سلفی میگیرد. این مفهوم خودخواهی و غرور ممکن است با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی تکامل پیدا کرده و از فاکتورهایی شناخته شود که بهطور بالقوه در درک چنین تعاملی بین کامپیوتر و یا دستگاههای تلفن همراه و انسان رخ میدهد.
خود شیفتگی
تحقیقات نشان داده که افرادی که خود شیفته هستند بیشتر تمایل به گرفتن عکسهای سلفی از خود دارند. این افراد از آنجایی که نیاز به تشویق و تحسین دارند، تمایل دارند که با گرفتن عکسهای متعدد و پست کردن آنها در شبکههای اجتماعی این نیازشان را برطرف کنند. از طرفی با توجه به ذات ریاکارانه شبکههای مجازی! این تحسینها بسیار گمراه کننده هستند و حتی وضعیت روانی فرد را بیشتر به مخاطره میاندازد!
خود زشت انگاری
دکتر دیوید ویال یک روانپزشک است و طی تحقیقاتش در مورد بیماری سلفی گرفتن میگوید که دو نفر از هر ۳ مراجعه کننده به وی اختلال خودزشتانگاری دارند. خودزشتانگاری (body-dysmorphic disorder یا BDD) اختلالی است که مهمترین تظاهر آن اشتغال ذهنی مفرط بهوجود نقصی خیالی یا بزرگنماییشده در ظاهر است. وجود این بیماری در افراد آنها را وادار به گرفتن عکسهای متعدد از خود و ارسال آنها در شبکههای مجازی میکند و البته اگر بازخورد مورد نظرشان را از دوستانشان دریافت نکنند این اختلال در آنها بدتر و بدتر خواهد شد.
بهعنوان مثال یک نوجوان انگلیسی برای گرفتن عکس سلفی از خود روزانه ۱۰ ساعت زمان صرف میکرده است و به مدت ۶ ماه از خانه بیرون نیامده بود. پس از اینکه موفق به گرفتن عکس دلخواه خود نشده بود اقدام به خودکشی کرد! اختلال خودزشتانگاری موجب میشود تا فرد ساعتها وقت صرف کند تا بهترین عکس را که ایرادهای ظاهری وی را نشان ندهد، از خود بگیرد. همچنین به مرور زمان این اختلال موجب افسردگی نیز خواهد شد.
اختلال خودزشتانگاری اغلب با اختلال خوردن نیز همراه است! محققین بر این باورند که افراد مبتلا به اختلالات خوردن در تنظیم هیجانات خود با مشکلاتی روبرو هستند و مهارتهای لازم برای مقابله با هیجانات منفی را ندارند و خوردن راهکاری است که به وسیله آن میتوانند برای مدتی هر چند کوتاه از این احساسات ناخوشایند فاصله بگیرند.
عدم اعتماد به نفس
شاید تعجب کنید اما کسانی که زیاد از عکسهای سلفی استفاده میکنند اعتماد به نفس بسیار پایینی دارند! این استراتژی برای این است که مشکلات عزت نفس خود را هر چند به مقدار بسیار کم جبران کنند. اما حقیقت امر این است که این افراد دقیقا راهکاری اشتباه را برای بالا بردن اعتماد به نفسشان انتخاب کردهاند! از آنجایی که این افراد با عکسهای پرتره خود مشکل دارند، میکوشند تا با گرفتن سلفیهای متعدد اعتماد به نفس خود را بالا ببرند. متاسفانه جوانان مخصوصا دختران بیشتر در معرض خطر هستند. دختری که روزانه چندین عکس سلفی گرفته و همیشه تعداد لایکهای عکس برایش مهم است، از اعتماد به نفس بسیار پایینی برخوردار است!
مشکلات دیگر
متاسفانه بسیاری از ارزشهای اجتماعی نیز تحت تاثیر بیماری سلفی گرفتن قرار میگیرند. بهعنوان مثال فرد در هر مراسم و یا هر موقعیتی حتی اگر مراسم سوگواری باشد و یا یک جای خطرناک، با زدن یک لبخند و نوشتن چند جمله آن را در شبکههای اجتماعی قرار میدهد! برای این فرد تحسینها و بازخوردها و خودنمایشگری، بسیار مهمتر از موقعیتی است که در آن قرار گرفته است و او بیتوجه به تمام افراد دور و بر خویش است! عدم بازخورد مناسب از طرف دوستان و آشنایان در افرادی که وسواس یا بیماری سلفی گرفتن دارند موجب بروز سرخوردگی، افسردگی و وسواس خواهد شد.