
دیدارنیوزـ دکتر تقی آزاد ارمکی در بخش دوم گفتگوی خود با دیدار نیوز، با موضوع « آسیبشناسی روشنفکری ایران» به تحلیل ارتباط روشنفکری و پوپولیسم پرداخت.
وی در این رابطه گفت: هنگامی که روشنفکری نقش خود در تولید معنا و تسری آن به جامعه را به شکل تاثیرگذار و مستمر انجام ندهد، فضا برای رشد پوپولیسم ایجاد میشود و این مساله در پیوند با ایدئولوژیزایی، میتواند جامعه را در هنگامه وقایع مهم به ورطه رادیکالیزم و کنش لمپنها به جای نیرویهای اجتماعی سوق دهد.
دکتر آزاد در ادامه به یکی از آسیبهای جدی حوزه روشنفکری در ایران، یعنی ترویج پوپولیسم از طرف روشنفکران اشاره کرد، به این معنا که در ایران همه به نوعی پوپولیست هستند و روشنفکران نیز با دعوت مردم به کنش ایدئولوژیک به جای کنش مدنی و فکری، خود در نهایت قربانی پوپولیسم میشوند. به عنوان مثال شریعتی و مطهری در دوران پس از حیات خود مورد شدیدترین استیضاحها قرار گرفتند و خانوادههایشان ضمن تجربه حذف از عرصههای سیاسی و فکری، حملاتی را از جانب جناحهای مختلف متحمل شدند.
آزاد ارمکی در خصوص استحاله شدن انقلابها از ارزشهای اولیه به دلیل شیوع پوپولیسم گفت: در طول انقلابها و جنبشهای اجتماعی شاهد هستیم که چگونه نظریهپردازان انقلاب، مانند آنچه در مورد روسو در فرانسه اتفاق افتاد، در فقر و بدبختی میمیرند.
این استاد دانشگاه در پاسخ به نقش روشنفکران در پوپولیست کردن مردم گفت: بازی بد روشنفکران و بیعملی آنها سبب قدرت گرفتن پوپولیستها میشود. به عنوان مثال بازی بدی که بین مصدق و کاشانی شکل میگیرد، یک نمونه از بازی بد روشنفکری است به این صورت که این دو نقشهای خود را خوب ایفا نمیکنند در نتیجه پوپولیستها پیروز میشوند و لاتولوطها کودتا را تمام میکنند و هر دو نفر را از قدرت می اندازند.
آزاد ارمکی معتقد است گروهی از روشنفکران ایرانی از دیرباز به استهزاء مردم و سنت نشسته و دین مردم و خلوت زنان و حجاب و نحوه غذا خوردن و رفتار مردم در ایران را به سخره میگیرند و مردم را در معادلات خود به حساب نمیآورند و نقدشان به جامعه ایرانی این است که در جامعه عقلانیت وجود ندارد. درحالی که این فقدان عقلانیت در تمام ساختارها و حوزهها وجود دارد و مردم نیز محصول همین ساختارها هستند. حوزه روشنفکری، سیاست، فرهنگ و جامعه روحانیت، همه به نوعی با فقدان عقلانیت مدرن درگیر هستند».
دکتر آزاد ارمکی در خصوص نقش روشنفکران در ایجاد وفاق اجتماعی و دموکراتیزه کردن جامعه، هندوستان را مثال زد که علیرغم فقر گسترده، دارای جامعهای دموکراتیک است.
وی در همین رابطه ادامه داد: اما در ایران روشنفکران به مردم تحمل و صبوری کردن را نمیآموزند و در عوض اعتراض کردن به هر آنچه هست را القا میکنند.
دکتر ارمکی در پایان ضمن تاکید بر این نکته که بیعملی روشنفکری و طبقه متوسط جامعه را به سمت رادیکالیزم و فقدان عملکرد مناسب در مواقع بحران سوق میدهد، گفت: «جامعه و مردم میبایست در آرامش سازگاری کنش معنادار کنند تا از این کنش، دموکراسی زاده شود؛ وگرنه این امکان وجود ندارد که در ابتدا دموکراسی شکل بگیرد بعد جامعه اصلاح شود. اگر در ابتدا به دنبال دموکراسی و سپس اصلاح جامعه و مردم باشیم، وضعیت فعلی رخ میدهد یعنی یک نفر را رئیس جمهور میکنیم و به دنبال کار خود میرویم و رئیس جمهور هم با اعضای کابینه، کار خود را انجام میدهند و در آخر میبینیم که همه چیز را بردند و خوردند و هیچ تغییری هم ایجاد نشده است».