پایگاه خبری تحلیلی دیدارنیوز

کد خبر: ۱۳۷۵۹
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۴
نگاهی اجمالی به تعالیم اخلاقی اسلام در جنگ و نزاع
در سال‌های اخیر تحقیقاتی در حوزه جنگ و اخلاق صورت گرفته است. عده‌ای اساسا راهی را برای ورود اخلاق به جنگ متصور نیستند و گروهی بدین عقیده‌اند که در جنگ بایستی به یکسری اصول اخلاقی پایبند بود. قبل از کنوانسیون ژنو تعالیم دینی بایدها و نبایدهای اخلاقی جنگ را مشخص می‌ساخت ولی اکنون به‌صورت قانونی درآمده که به‌واسطه آن می‌توان متخلفین جنگی را مورد پیگرد قانونی قرار داد.

دیدارنیوز ـ هاتف سپهر: این روزها منسوب به پیامبر اکرم است و بازخوانی تعالیم ایشان یک ضرورت است. از سویی شاهد اتفاقات عجیبی در حوزه جنگ در بسیاری از کشورها از یمن گرفته تا سوریه و دیگر مناطق جهان هستیم که مدعیان اسلام در آن در حال جنگند و هیچ اصلی از اصول اخلاقی اسلام را در این منازعات مورد توجه قرار نمی‌دهند. بازخوانی تعالیم پیامبر رحمت در باره ضرورت رعایت اخلاق در همه عرصه‌ها حتی جنگ، اینک بیشتر ضرورت دارد.
 
«جنگ قانون خود را دارد»، «اگر نکشی، می‌کشنت!». جملاتی از این دست که همگی نشان از تفکری ستیزه‌جویانه دارد راه را بر اخلاقیات می‌بندد. اما این همه داستان نیست. روابط میان کشور‌ها را در سه حالت گوناگون می‌توان تصور کرد: زمان صلح، زمان جنگ و زمان صلح مسلحانه. هر یک از این شرایط، مقتضیات خاص خود را دارد، اما آنچه مهم است حضور اخلاق در وضعیت‌های مزبور است. البته در این میان گروهی معتقدند اساسا جنگ فی‌نفسه و بالذات امری مذموم است و لاجرم نمی‌توان ورود اخلاقیات بدان را تصور کرد. اما دستورات دینی و نگاه غالب امروزه بیانگر آن است که جنگ با همه زشتی‌ها و پلشتی‌هایش باید در غالب یک سری از اصول اخلاقی باشد و تعالیم دینی نیز بر این نظر صحه می‌گذارد.
 
آموزه‌های دینی و به‌ویژه اسلام به مسلمانان اجازه پیروزی در جنگ به هر قیمتی را نمی‌دهد. نمونه عینی رعایت اخلاق جنگی در دنیای معاصر را می‌توان از سوی امام خمینی در جنگ تحمیلی ایران و عراق مشاهده کرد. صدام بار‌ها از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد و بسیاری از مردم کوچه و خیابان را به کام مرگ و یا جراحت‌های شدید کشاند. در چنین شرایطی، برخی از کارشناسان جنگ، نظر امام را در مورد تولید سلاح شیمیایی جهت ایجاد توازن رعب و قدرت بازدارندگی جویا شدند، اما با مخالفت ایشان روبه‌رو گشتند.

در واقع مستند این دیدگاه عبارت است از: ۱. آیاتی اهلاک حرث و نسل را تقبیح می‌کند. اساساً استفاده از این سلاح‌ها بدون تفکیک، انسان‌ها را از بین می‌برد و موجب تخریب گسترده محیط‌زیست نیز می‌گردد. ۲. در کتاب تهذیب روایتی از پیامبر نقل شده که حضرت از ریختن سم در بلاد مشرکین نهی کرده‌اند.

تا پیش از کنوانسیون ژنو رعایت اخلاق در میادین جنگی صرفا بر اساس آموزه‌های دینی بود. در فقه اسلامی، کودکان، زنان و کسانی که قدرت بر جنگ و معاونت بر آن ندارند، نباید مورد قتال قرار گیرند. امام صادق در این رابطه می‌فرمایند: «پیامبر کشتن زنان و کودکان در دارالحرب را نهی فرمودند، مگر آنکه به قتال برخیزند. در چنین حالتی نیز در حد مقدور متعرض آنان مشو.»

پاره‌ای از اندیشمندان در دوره معاصر معتقدند علاوه بر افراد مذکور، سایر افراد که در جنگ شرکتی نداشته‌اند نیز نباید کشته شوند و از آیه ۱۹۰ سوره بقره بهره می‌گیرند: «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِین» بدین نحو که مفهوم بخش اول این آیه دلالت بر عدم جواز قتال با مردم عادی داشته و قسمت دوم آیه نیز مؤید این مطلب است و از هرگونه تجاوز منع می‌کند.

سفارش معصومین در مورد اسیران نیز نمونه بارزی از رعایت اصول اخلاق جنگی در اسلام است. پیامبر در جنگ بدر با توجه به تمکن مالی اسرا، هرکس را که حاضر به پرداخت فدیه بود، آزاد می‌ساخت. برخی هم که قدرت پرداخت فدیه نداشتند، می‌توانستند با تعلیم خواندن و نوشتن به مسلمانان، خود را آزاد سازند.

پیامبر در تقابل با یهود نیز همین راه را پیش گرفتند و پس از اسارت حتی آنان را بر سرزمین‌ها و کشاورزی‌شان باقی گذاشتند. این رفتار نشان‌دهنده این مطلب است که اسلام به‌هیچ‌وجه به دنبال کینه‌توزی و عقده‌گشایی نبوده و جهاد در اسلام فلسفه‌ای کاملاً متفاوت از جنگ‌های رایج دارد.
 
پس از کنوانسیون ژنو مقرراتی قرار داده شد که طرفین نزاع مکلف به رعایت آن هستند و چنانچه مقررات جنگی را زیر پا بگذارند با شکایت در دادگاه لاهه می‌توان متخلفین جنگی را تحت پیگرد قانونی قرار داد. همانند آنچه در جنگ صرب‌ها با بوسنی به وقوع پیوست.

متن پیش‌رو اجمالا به بررسی دستور‌های دینی و نمونه‌های عینی از رعایت اخلاق در جنگ و زمان صلح پرداخته است و بررسی جلوه‌های اخلاق در جنگ‌های معاصر مجال دیگری را می‌طلبد.

رعایت اخلاق جنگ در آموزه‌های دینی
آیات و روایات فراوانی در اسلام وارد شده است که مسلمانان را ملزم به رعایت قواعدی کرده که همگی برگرفته از روح اخلاق است.

اسلام اجازه مقابله به مثل را به همان اندازه که دشمن تعدی و تجاوزکرده به مسلمانان داده است و حتی مسلمانان را به چشم پوشی و گذشت از این مقابله به مثل نیز تشویق می‌کند.

«و اِن عاقَبتُم فَعاقِبُوا بِمثلِ ما عُوقِبتُم بِهِ وَ لَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَیرٌ للِصّابرین»
و اگر دشمن را عقوبت می‌کنید، به همان اندازه باشد که عقوبت شده‌اید؛ گرچه اگر تحمل بورزید (و چشم بپوشید) برای صابران بهتر است. (نحل:۱۲۶)

و در آیه دیگر می‌فرماید:
«فَمَنِ اعتَدی عَلَیکُم فَاعتَدُوا عَلَیه بِمِثلِ مَا اَعتَدی عَلَیکُم وَ اتّقُوا الله وَ اعلَمُوا اِنَّ اللهَ مَعَ الُمتَّقین»
هرکس به شما ستم و تعدی کرد، شما نیز به همان اندازه به او تعدی کنید و از خدا بترسید (و زیاده روی ننمایید) و بدانید خدا با پرهیزگاران است. (بقره:۱۹۴)

درآیه اوّل، گرچه مقابله به مثل جایز شمرده شده، ولی در آخر آیه نیز مسلمانان به تحمل و چشم‌پوشی فراخوانده شده‌اند. در کتب تفسیر، شأن نزول آیه اوّل را (نحل/۱۲۶) در مورد شهادت حضرت حمزه عموی پیامبر اسلام (ص) در جنگ اُحد نقل کرده‌اند که پیامبر (ص) تصمیم به مقابله به مثل در برابر دشمنان گرفتند و این آیه نازل شد و پیامبر (ص) را دعوت به صبر نمود.

در بعضی از روایات آمده که این آیه در جنگ اُحد نازل شده، هنگامی که پیامبر وضع دردناک شهادت عمویش، حمزه را دید (که دشمن به کشتن او قناعت نکرده، بلکه سینه و پهلوی او را با قساوت عجیبی دریده و قلبش را بیرون کشیده است و گوش و بینی‌اش را قطع کرده، بسیار منقلب و ناراحت شد) و فرمود: خدایا حمد از آن توست و شکایت به تو می‌آورم و تو در برابر آنچه می‌بینیم یار و مدد کارمایی. سپس فرمود: اگر من بر آنها چیره شوم آنها را مثله می‌کنم، آنها را مثله می‌کنم، آنها را مثله می‌کنم (و طبق روایت دیگری فرمود: هفتاد نفر از آن‌ها را مثله خواهم کرد). در این هنگام آیه نازل شد (و ان عاقبتم فعاقَبوا بِمِثل ما عُوقِبتُم بِهِ وَ لَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَیرٌلِلصّابِرین). بلافاصله پیامبر (ص) عرض کرد: خدایا! صبر می‌کنم، خدایا صبر می‌کنم، خدایا صبر می‌کنم.

این لحظه از جمله دردناک‌ترین لحظاتی بود که بر پیامبر (ص) گذشت، منتهی پیامبر (ص) راه عفو و گذشت را انتخاب فرمود. آن روز که پیامبر (ص) بر مشرکان مکه پیروز و مسلط شد، فرمان عفو عمومی صادر فرمود: و به وعده خویش در جنگ اُحد وفا کرد. داستان اُحد در کنار فتح مکه نمایانگر حضور پررنگ اخلاق و رأفت اسلامی در میانه جنگ و نزاع است. شاید تاکنون هیچ ملت فاتحی با قوم شکست خورده، معامله‌ای را که پیامبر (ص) و مسلمانان پس از پیروزی با مشرکان مکه کردند، نکرده باشد؛ آن هم در محیطی که انتقام و کینه‌توزی در بافت جامعه نفوذ کرده بود و کینه‌ها را نسل به نسل به میراث می‌گذاشت و اصولاً ترک انتقام جویی در آن محیط عیب بزرگی به شمار می‌آمد.

 صلح‌پذیری در اسلام
«وَ اِن جَنَحُوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوکَّل عَلَی الله اِنُّه هُوَ السَّمیعُ العَلیم»
و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز تمایل نشان داده و بر خداوند توکل کن که او شنوا و داناست. (انفال:۶۱)

این آیه دقیقاً بعد از آیه «وَ اَعِدّوا لَهُمْ مَااستَطَعْتُم مِن قُوَّه...» قرار دارد؛ یعنی با وجودی که اسلام مسلمانان را بر کسب آمادگی دفاعی در حد توان فرا می‌خواند، دستور می‌دهد که اگر دشمنان شما مایل به صلح و عدم درگیری هستند، شما اصراری بر جنگ و درگیری با آنان نداشته باشید و اگر پیشنهاد صلح کردند، از آنان بپذیرید.

«فَاِنِ اعتَزَلُوکُم فَلَم یُقاتِلُوکُم وَ اَلقَوا اِلَیکُم السِّلَمَ فَما جَعَلَ اللهُ لَکُم عَلَیهِم سَبیلاً»
پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمی‌دهد که معترض آنان شوید. (نساء:۹۰)

این آیه نیز مسلمانان را به صلح ترغیب می‌کند و به آنان اجازه جنگ با کسانی که خواهان صلح هستند نمی‌دهد. با وجود آیه مزبور اتهام جنگ‌طلبی و خشونت‌طلبی گزافه‌ای بیش نیست و در واقع آیه ۹۰ سوره نساء جلوه‌ای از رحمانیت اسلام را به تصویر کشیده است.

 با توجه به آیات و روایات می‌توان اصول انسانی و اخلاقی جنگ در اسلام را به سه مرحله تقسیم کرد:
۱. قبل از جنگ؛
۲. در حین جنگ؛
۳. بعد از جنگ.

در مرحله اوّل، رعایت این اصول از طرف مسلمانان الزامی است:

- آگاهی و بصیرت دادن به دشمنان برای فهم حقیقت و راه هدایت: هدف اسلام نابودکردن دشمن نیست، بلکه می‌خواهد همه انسان‌ها به سوی هدایت و رستگاری رهنمون شوند. (نحل:۱۲۵)

- صلح پذیری: اسلام در عین حال که مسلمانان را به تهیه عِدّه و عُدّه و آمادگی برای مقابله با دشمنان فرا می‌خواند، توصیه می‌کند چنانچه دشمن تمایل به صلح داشته باشد، شما هم صلح‌پذیر باشید. (انفال:۶۱)

- رعایت عهد و پیمان با دشمن: اسلام به مسلمانان سفارش می‌کند اگر دشمنان شما با شما پیمانی بستند، تا زمانی که آن را نشکسته‌اند، شما پیمان را محترم دارید و نقض‌کننده آن نباشید. (توبه:۴)

- نداشتن هـدف مادی در جنگ با دشـمن: اسلام، جنگ برای به دست آوردن غنایم و اهداف مادی را مردود می‌شمارد و توصیه می‌کند اگر دشمن تسلیم شد، حق جنگیدن با او را ندارید، اگر چه از غنایم زیادی محروم شوید. (نساء:۹۴)

در مرحله دوم، یعنی هنگام درگیری با دشمن، مسلمانان باید این نکات را رعایت کنند:
- عدم تعدی و تجاوز از حدود: اسلام مسلمانان را به رعایت حدود و قوانین جنگ، در حال درگیری با دشمن توصیه می‌کند و از آنان می‌خواهد ازحدود خویش تجاوز نکنند. (بقره:۱۹۰)

- مقابله به مثل: تأکید اسلام بر این است که اگر تصمیم به مجازات دشمن گرفتید، به همان اندازه که او به شما خسارت وارد کرده است، به او خسارت بزنید، نه بیشتر. البته باز هم در عین حال توصیه به این است که آن‌ها را در صورت امکان مورد عفو قرار دهید. (نحل:۱۲۶)

- پناه دادن به دشمن برای شنیدن پیام اسلام: توصیه اسلام بر این است که در حال درگیری اگر یکی از دشمنان، برای شنیدن پیام اسلام پناهندگی بخواهد و شما بتوانید و برایتان مقدور باشد، به او پناه دهید. (توبه:۶)

در مرحله سوم که بعد از درگیری و جنگ با دشمن است، اسلام در مورد اسیران دشمن سفارش می‌کند و از مسلمانان می‌خواهد با آنان برخورد نیکو داشته باشند، آنان را به اسلام دعوت نمایند، زمینه پذیرش هدایت را برای آنان فراهم سازند و آنان را بدون فدیه یا با گرفتن فدیه آزاد کنند. (انفال:۷۰)
 
ارسال به دوستان
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطالب
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها